در ادامه اصلاحات متناقضی که توسط شورشیان سال 57 به وجود
آمده است، به بررسی یکی دیگر از این اصطلاحات می پردازیم. «ولی فقیه» یکی از
اصطلاحاتی است که از سالها پیش از وقوع قادسیه دوم در ایران رواج یافت. این ترکیب
دو واژه «ولی» و «فقیه» را در کنار یکدیگر دارد.
از منظر قانونی، «ولی» به شخصی گفته می شود که وظیفه
سرپرستی و نظارت بر اعمال افراد صغیر را بر عهده دارد. ولی به دو قسم ولی قهری که
همان پدر و جد پدری هستند و ولی خاص که وصی و قیم هستند گفته می شود. در واقع، ولی
وظیفه دارد تا نظارت کامل بر اعمال و اموال افراد صغیر داشته باشد تا زمانیکه به
بلوغ برسند و می دانیم که در قانون ایران با حذف ماده 1209 قانون مدنی و حاکمیت
ماده 1210 آن قانون، سن رشد تبدیل به سن بلوغ یعنی در دختران 9 سال تمام قمری و در
پسران 15 سال تمام قمری است. پس از رسیدن به این سن، شخص دیگر نیازی به ولی ندارد
مگر آنکه سفیه یا مجنون باشد. سفیه به فردی گفته می شود که در بعضی موارد عقل معاش
ندارد و مجنون نیز، به شخص مختل المشاعر گفته می شود.